ورزش، سنگر هویت و تابآوری ملی در جنگ؛ تبیین ابعاد فرهنگی و راهبردی صیانت از اماکن ورزشی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی در این نشست مجازی که به همت پژوهشگاه تربیتبدنی و علوم ورزشی برپا شده بود به تبیین ابعاد فرهنگی، اجتماعی و راهبردی آسیب به اماکن و زیرساختهای ورزشی در شرایط جنگی و نقش جامعه ورزش در تقویت تابآوری و انسجام ملی پرداخت.
وی سخنان خود را این گونه آغاز کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ
سلام علیکم و رحمتالله
در طلیعه سخن، پیشانی شکر بر آستان حضرت حق میسایم که در این پیچ تاریخیِ بزرگ، ملت قهرمان ایران را استوار و پابرجا نگاه داشته است. در این ایام که عطر شهادت و حماسه در رگهای این سرزمین جاری است، دست به دعا برمیدارم برای رزمندگان غیور و دلاور اسلام؛ همان شیرمردانی که در خطوط مقدم نبرد، سینههای خود را در برابر تهاجم وحشیانه استکبار جهانی و رژیم خونآشام صهیونیستی سپر کردهاند. ای خدای مقتدر، به حق خونهای پاک ریخته شده، بازوانِ خیبرگشای رزمندگان ما را قوّتی مضاعف ببخش، چشمانشان را تیزبین، گامهایشان را استوار و نصرت و فتح قریب خود را بر آنان نازل فرما. ما در انتظار آن روزیم که بانگ پیروزی نهایی از گلدستههای قدس شریف طنینانداز شود.
۱. تبیین فلسفی: ورزش به مثابه «حکمتِ ابدانی» و ساحتِ کنشگری
ما امروز در این نشستِ «کنشگری جامعه ورزش»، نه برای یک گفتگویِ تشریفاتی، بلکه برای تبیین یک «حکمرانی حکمی» در شرایط بحران گرد هم آمدهایم. از منظر «عقلانیت توحیدی»، ورزش تنها یک بازی یا رقابت بدنی نیست؛ بلکه ساحتِ بروز و ظهورِ «فتوت» و «اقتدار ملی» است. ما ورزش را «حکمت ابدانی» میدانیم. وقتی جامعهای درگیر جنگ است، ورزشکار تنها یک مدالآور نیست، بلکه یک «کنشگر ملی» است که نشاط و امید را به قلب تپندهی جامعه تزریق میکند.
۲. آناتومی فرهنگی آسیب به اماکن ورزشی: چرا دشمن «سازه» را میزند؟
محور سخنرانی بنده، «جنبههای فرهنگی آسیب به اماکن ورزشی» است. دشمن وقتی به ورزشگاه ملی آزادی، ساختمان فدراسیون تیراندازی یا زیرساختهای چوگان حمله میکند، به دنبال تخریب سیمان و بتن نیست؛ او به دنبال تخریب «معماریِ هویتبخشِ» ماست.
ورزشگاه در علوم اجتماعیِ نوین، یک «حیاتِ جمعی» است. دشمن میداند که ورزشگاه، مکانِ «وحدت کثرات» است؛ جایی که اقوام مختلف ایران با یک پرچم و یک صدا فریاد ایستادگی سر میدهند. تخریب اماکن ورزشی، در واقع تلاشی است برای «بیخانمان کردنِ فرهنگِ نشاط» و جایگزینی آن با «ترومایِ جمعی». این یک جنایت جنگیِ فرهنگی است که باید در دادگاههای بینالمللی واکاوی شود.
۳. روایت مظلومیت و حماسه
در این بخش، باید از عزیزانی یاد کنیم که در این حملات ددمنشانه، به فیض شهادت نائل آمدند. ما داغدار شهادت بیش از ۱۸ والیبالیست دختر در لامرد، ۱۱ ورزشکار غیور خوزستانی، ۹ ورزشکار سرافراز در آذربایجان غربی و دو جودوکار بااخلاق اصفهانی هستیم. اما دقت کنید؛ شهادت این عزیزان، صرفاً یک تلفات انسانی نیست؛ این «ترورِ امید» است. وقتی آن ورزشکار ناجی غریق در حملات متجاوزان شهید میشود، دشمن در واقع «فرهنگِ نجات و ایثار» را هدف قرار داده است. دشمن به دنبال این است که نشان دهد در ایران، حتی ساحتِ ورزش و نجاتبخشی هم امنیت ندارد تا بدینوسیله «شوک استراتژیک» به بدنه جامعه ورزش وارد کند. وظیفه ما در «کنشگری جامعه ورزش»، تبدیل این سوگ به «حماسه ایستادگی» است.
۴. جنگ شناختی؛ از «واحد ۸۲۰۰» تا «تروریسمِ ورزشی»
ما در فضای مجازی با یک «مهندسی عصبی» روبرو هستیم. دشمن از طریق هوش مصنوعی و تولید محتواهای جعلی، به دنبال القای حس شکست در ورزشکاران ماست.
جعل صوتی و تصویری؛ دشمن با انتشار پیامهای جعلی منتسب به مسئولان یا فرماندهان، به دنبال ایجاد «فلج تحلیلی» در جامعه ورزش است.
آپارتاید پلتفرمی: در حالی که تصاویر جنایات صهیونیستها در ورزشگاهها سانسور میشود، محتواهای ناامیدکننده علیه تیمهای ملی ما توسط الگوریتمهای اینستاگرام و ایکس پربسامد میگردد.
۵. حماسه وفاداری؛ شکستِ پروژه «پناهندگی اجباری»
یکی از پیچیدهترین لایههای این جنگ، فشار بر ورزشکاران برای ترک وطن بود. در روزهایی که دشمن با تهدید و تطمیع، به دنبال «پروژه پناهندگی» دختران ما بود، بازگشت حماسی تیم ملی فوتبال دختران ورزشکار ما از استرالیا، یک «سیلیِ فرهنگی» به گوش استکبار بود.
دشمنی حتی تا سطحی پیش رفت که رئیسجمهور آمریکا با القای ترس، مانع بازگشت این قهرمانان شود؛ اما این شیرزنان و دلاورمردان نشان دادند که «ایران» یک حقیقتِ یکپارچه است که با تهدیدِ ترامپ و نتانیاهو فرو نمیریزد. این بازگشت، عالیترین فرمِ «کنشگریِ جامعه ورزش» بود.
۶. کارکردهای فرهنگی ورزش در شرایط جنگ
ورزش در شرایط فعلی سه کارکرد بنیادین دارد:
1. کارکردِ انسجامبخش: تبدیلِ تهدیدات به فرصتی برای تقویت همبستگی ملی.
2. کارکردِ تابآوری: استمرار مسابقات و فعالیتهای ورزشی، نشاندهنده «زنده بودن» و «عادیسازی اقتدار» در برابرِ هیمنه پوشالی دشمن است.
3. کارکردِ رسانهای: هر ورزشکار ما در میادین ورزشی بینالمللی، یک «رسانهِ زنده» برای تبیین مظلومیت و مقتدریت ایران است.
بنده به عنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیشنهاداتی را برای استمرار کنشگری هوشمندانه جامعه ورزش در شرایط بحران مطرح میکنم:
الف) در حوزه حقوقی و بینالمللی:
1. تشکیل دبیرخانه حقوقی «جنایات جنگی علیه ورزش»: پیگیری رسمی تخریب اماکن ورزشی ایران در نهادهای بینالمللی مانند کمیته بینالمللی المپیک IOC(International Olympic Committee)، یونسکو و دادگاه لاهه.
2. شکایت علیه آپارتاید ورزشی: اعتراض به استانداردهای دوگانه فدراسیونهای جهانی در برخورد با ایران و رژیم صهیونیستی.
3. تدوین پروتکل «حفاظت از ورزشکاران در مناطق بحرانی»: با همکاری نهادهای بینالمللیِ همسو.
ب) در حوزه زیرساختی و مدیریتی:
4. پروژه «بازسازی نمادین»: بازسازی اماکن ورزشی آسیبدیده با پیوستهای فرهنگی و هنری (تبدیل بخشی از خرابهها به موزههای مقاومت ورزشی).
5. تسهیلات ویژه برای خانواده شهدای ورزشکار: ایجاد بورسیههای تحصیلی و ورزشی برای فرزندان این عزیزان.
6. ارتقای امنیتِ و پدافند غیرعامل اماکن ورزشی: تجهیز ورزشگاههای بزرگ به سیستمهای حفاظتی پیشرفته در برابر حملات الکترونیک و فیزیکی و تدوین پروتکلهای حفاظتی برای شرایط ویژه در حفاظت از جان ورزشکاران.
ج) در حوزه فرهنگی و کنشگری:
7. راهاندازی «پویش جهانیِ ورزشکاران علیه جنگ»: با محوریت ورزشکارانِ آزاده جهان و مربیانِ دلسوز (همچون سرمربی ایتالیایی تیم ملی والیبال).
8. تولید مستندهای «روایتِ فتحِ ورزشی»: ثبت لحظات بازگشت ورزشکاران از میادین بینالمللی در اوج فشار دشمن.
9. تدوین سند «کنشگری اخلاقی-سیاسی ورزشکاران»: در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای حمایت قانونی از مواضعِ وطنپرستانه قهرمانان.
10. حمایت ویژه از رسانه ملی، VODها و رسانههای نوین: تولید محتواهای جذاب ورزشی برای مقابله با «جنگ شناختی» در فضای مجازی.
د) در حوزه آموزشی و تربیتی:
11. تدوین منابع ویژه و کارگاههای سواد رسانهای برای ورزشکاران: آموزشِ تشخیص حقیقت از جعل به ملیپوشان.
12. توانمندسازی مربیان به عنوان «افسران جنگ شناختی»: مربی باید بتواند روحیه تیم را در برابر شایعاتِ مجازی حفظ کند.
13. برگزاری اردوهای «راهیان نور ورزشی»: بازدید ورزشکاران از مناطق آسیبدیده برای لمسِ واقعیتِ تهاجم دشمن.
ه) در حوزه حمایتهای اجتماعی:
14. ایجاد صندوق حمایت از «ورزشکارانِ مقاوم»: حمایت مالی از کسانی که به دلیل مواضع انقلابی تحت فشار رسانههای غربی قرار میگیرند.
15. استفاده از ظرفیتِ «سلبریتیهایِ وطنپرست»: شبکهسازی میان ورزشکاران برای پاسخدهی سریع به شبهاتِ فضای مجازی.
16. برگزاری مسابقات ورزشی در مناطق آسیبدیده: به منظور بازگرداندن روحیه امید و نشاط به مردم آن مناطق.
17. تجلیل ملی از «حماسهآفرینانِ بازگشت»: قهرمانانی که پناهندگی را رد کردند، باید به عنوان الگو در رسانه ملی معرفی شوند.
18. دیپلماسیِ موازی: استفاده از ظرفیت پیشکسوتان برای رایزنی با نهادهای ورزشی کشورهای همسو در بریکس و پیمان شانگهای.
19. راهاندازی «رصدخانهی تهدیدات ورزشی»: شناسایی زودهنگام پروژههای دشمن علیه فدراسیونهای ما.
20. دعای جمعی و معنویتافزایی: ترویج فرهنگِ توکل و توسل در اردوهای تیم ملی به عنوان رکنِ تابآوری در برابر بحران.
جمعبندی:
ایرانِ ما، امروز بیش از هر زمان به «کنشگریِ آگاهانه» نیاز دارد. جامعه ورزش نشان داد که «میدان» را خالی نمیکند. ما از خونِ شهدای ورزشکارمان نمیگذریم و از هر وجب از خاکِ ورزشگاههایمان دفاع خواهیم کرد. دشمن بداند که با تخریبِ «آزادی»، آزادیِ ما را نمیگیرد؛ بلکه ما را در راهِ رسیدن به «تمدن نوین اسلامی» مصممتر میکند.
خداوندا، رزمندگان اسلام را نصرت عطا فرما، چشمان ما را به جمال بیمثالِ صاحبالزمان (عج) روشن بفرما و سایه مقام معظم رهبری را بر سر ما مستدام بدار.
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.

نظر شما :